خیالات سوء آمریکا و دشنهی ایران
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بی شباهت به حکایتی از مثنوی نیست که غلامبچهی مابونی را مرتیکهی سبیل در رفتهای مشغول بود، در میانهی اشتغال، نظر کرد و دید پسرک دشنهای بر میان بسته گفتاش این دشنه از برای چیست؟ پسرک گفت تا کسی نظر سوء به من نکند و گرنه دهاناش را چاک دهم!
حالا جمهوری اسلامی هم به همهی دنیا باج میدهد تا به آمریکا باج ندهد سر آخر هم وقتی زور آمریکا پر زورشد، در مقابل آمریکا هم کوتاه میآید.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی در یک کلمه این است: همیشه شرط بستن بر روی اسب بازنده.
آمریکا خیالاتی دارد، خدا به خیر بگذراند.

نظرها
سلام
این مطلب تان خیلی بی ربط بود. پیشنهاد می کنم یک بار دیگر بازخوانی اش کنید.
اما در مورد حاجی امجد. اولا آن مقاله موهن نبود و تنها آمیخته به برخی تعبیرات طنز آمیز بود. در ضمن یک مطلب دیگر به عنوان پاسخ به بعضی سوالات داشتیم که توضیحات بیشتری در آن نوشته شده.
منتظر یادگاریهایتان هستیم.
یاسر: بی ربط بود یا اینکه شما آ«را نمیپسندیدید؟ بی ربطیاش را نمیپذیرم.اما در مورد مطلب باید بگویم خیر موهن بود این تعابیر که حاجی منظر است که ماه رمضان کسی را دعوت نکنند تا او بپرد و تریبون را بگیرد طنز است یا بی احترامی و وهن؟ یا اینکه متاثر از پسرش طرفدار هاشمی است یا خانهاش مجلل است (که اصلا اینطور نیست) آقا ما خودمان طنز نویسیم فرق طنز را با وهن میفهمیم.
Posted by: دانشطلب | January 23, 2007 3:42 PM
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
آقای میردامادی
سلام
1) از این دو نوشته ی اخیرتان بسیار بسیار ناراحت و متأسف شدم.
2) بله ترجمه ی خودم بود. اگر ترجمه ی کس دیگری بود بی شک ذکر می کردم.
3) بی شک در مورد طرح مسأله ی شر نزد من به خطا رفته اید. بنده با تمام نظریات "فلسفی" و "کلامی" مشهور در زمینه ی مسأله ی شر مخالف ام و آنها را غیردینی و پس ناحقیق و غلط می دانم.
بدرود
نوالهی: آشنا نیستید زیرا رای شما همان رای کهنی است که کو شر؟ اصلا شری نیست مگر به قول شما جدایی انشان از خدا که آن هم که تقصیر انسان است. هیچ رای جدیدی نبود. در مورد عصبانیت هم کاش بیشتر توضیح میدادید. ضمنا بسم الله همیشگیتان را چرا ننوشتید؟ همان پریروز و پس فردا؟ هر چند اینطوری خیلی قشنگتر است.
Posted by: نورالهی | January 24, 2007 2:06 AM